خرید بک لینک


واژگان کلیدی:

ازدواج 1، مفهوم شناسی،احکام ازدواج موقت، تفاوت ازدواج دایم و موقت
مقدمه:
در مورد ضرورت طرح این بحث ممکن است این سوال پیش آید که خط و مشی موافقان و مخالفان ازدواج موقت روشن است.هر کسی به داشته
های خود عمل میکند پس نیازی به بحث از مبانی آن به صورت تطبیقی نیست این سخن در نگاه نخست درست به نظر میرسد؛ اما با توجه به دلایل زیر:
ما این توجیه را قبول نداریم و به بررسی علمی این بحث می پردازیم

نخست آن که از نظر تمامی فقیهان مسلمان احکام ازدواج همانند: احکام عبادی اسلام دارای حدود و چارچوب مشخص است و سلیقه ها و خواسته
های بشری نمیتواند درآن خللی ایجادویاکم وزیاد ی وارد نماید مثلااگرتمامی انسانهااجماع کنند که نماز صبح سه رکعت باشد و یا به جای ماه رمضان در ماه صفر روزه بگیرند، این کار شدنی نیست؛ زیرا از حیطه اختیارات بشری خارج می باشد و از سوی خود خداوند سبحان
تعیین گردیده است.
ازدواج نیز بازیچه نیست که هر مشرب و نحله ای برای خود طبق میل خود حکم وحلال و حرام تعیین کند حال که در این مورد میان دو جریان
قدرتمند فکری و فقهی اسلامی اختلاف افتاده است، ما مجبوریم برای این که ما انزل الله را پیدا کنیم و حکم مطابق با هوای نفس خود را حکم خدا
ننامیم در این موردبیشتر واکاوی نماییم،ثانیا"ازدواج موقت از جمله احکامی اختلافی است که بیشترین مناقشات در مورد آن واقع شده است بنا براین به جهت رواج روزافزون این موضوع و مبتلا به بودن بالاخص قشر جوان جامعه ماضرورت بررسی آن بیش از دیگر مباحث احساس می شود.
سومین جهت آن که تقریبا در تمامی کشورهای اسلامی پیروان دو نحله بزرگ اسلامی (شیعه و سنّی) با هم حضور و در بسیاری موارد باهم مراوده دارند سر پوش گذاری و دوری از تبیین مبانی احکام اختلافی موجب خواهد شد تا بازار شایعه ها و افتراءها داغ تر گردیده و نفاق حاصل از آن دامنگیر جوامع شود وانگهی ممکن است فرد شیعه که این عمل راحلال می داند زنی را به ازدواج موقت به عقد خود در آورد و قاضی سنّی چون این نوع عقد را به رسمیت نمی شناسد بر زوجین موقت ممکن است حد ّ جاری کند زیرا پیش زمینه و تلقی گنگ مبهم و حتی منفی از نکاح متعه دارد.
بنا براین،تبیین و تشریح استدلالی این گونه مباحث موجب شناخت بیشتر پیروان دو مذهب بزرگ اسلامی از یکدیگر و آشنایی ایشان با مبانی مذهب جانب مقابل و تقریب و نزدیکی آنهاخواهد شد بطوری که در نهایت اگر منطق و استدلال طرف دیگر را نمی پذیرد حد اقل این را درک خواهد کرد که اختلاف ها مبنایی است نه مبتنی بر شایعه وتهمت.
تعریف صیغه موقت:

در فقه شیعه یکی از انواع عقد نکاح عقد نکاح موقت می باشد که به آن صیغه یا ازدواج موقت نیز گفته می شود . عقد موقت در واقع عقدی است که بر خلاف عقد دائم ، برای مدت زمان و مهریه مشخص و معینی جاری می شود و زن و مرد را به زوجیت یکدیگر در می آورد. مهم است که هنگام جاری شدن صیغه عقد موقت مهریه عقد موقت زن و مدت دقیق عقد مشخص و معلوم باشد؛ در غیر این صورت عقد موقت یا صیغه صحیح نیست.

برای اینکه صیغه منعقد شود تنها لازم است که زن و مرد جمله صیغه را بخوانند و پس از آن به ازدواج یکدیگر در می آیند و محرمیت حاصل می شود. جمله صیغه می تواند توسط مرد، زن و یا به نمایندگی از آن دو توسط وکیل قرائت شود که با توجه به اینکه چه کسی آن را می خواند عبارت های آن متفاوت است. طبق نظر برخی از مراجع تقلید ترجمه فارسی آن را هم می توان خواند و مورد قبول است.

جمله صیغه از قرار زیر است:

برای زن از این قرار است: ((زوجتک نفسی فی المده المعلومه، علی المهرالمعلوم)) با ترجمه من خودم را به همسری تو در آوردم با مدت معین و با مهر معین. و سپس مرد باید پاسخ بدهد: "قبلت" یعنی "قبول کردم

جمله صیغه برای شخص سوم: ((زوجت موکلتی (نام زن) موکلی (نام مرد) فی المده المعلومه علی المهر المعلوم)) یعنی "موکل خودم (نام زن) را به تزویج مرددر آوردم، در مدت مشخص و با مهریه ی مشخص و سپس به وکالت از مرد بگوید: "قبلت التزویج لموکلی (نام مرد)" که ترجمه آن "قبول کردم این ازدواج را"می باشد

پیشینه صیغه موقت:
منابع تاریخی اعم ازشیعه وسنی نشان میدهد که در زمان رسول خدا(ص)و بعد از رحلت ایشان یعنی در زمان خلیفۀ اول نیز متعه نساء انجام میشده است حتی تا زمان خلافت خلیفۀ دوم نیز این نوع ازدواج مرسوم بود اما خلیفۀ دوم در زمان خلافتش پس از یک ماجرا، این نوع ازدواج را حرام اعلام کرد و حتی تهدید کرد که هر کس پس از شنیدن این حکم مرتکب چنین ازدواجی شود سنگسار میشود.به عنوان نمونه سه روایت از منابع اهل سنت نقل میشود مشهورترین واقعهای که در اکثر کتب روایی ذکر شده است جریان عمرو بن حریث است که به این شرح است:
جابر گوید:عمرو بن حریث ازکوفه به مدینه آمد و با کنیز آزاد شده ای ازدواج موقت کرد کنیز را که آبستن شده بود نزد عمر آوردند
داستان را از او پرسید، جواب داد: عمرو بن حریث با من ازدواج موقت کرده است عمراز عمرو بن حریث نیز پرسید و او آشکارا تائید کرد
عمر گفت: چرا غیر او را نگرفتی؟ و این در هنگامی بود که عمر از ازدواج موقت نهی کرده بود[1].
در روایت دیگری از محمد بن اسود بن خلف نقل میکنند:
عمرو بن حوشب با دوشیزهای ازقبیله بنی عامر بن لوی ازدواج موقت کرد آن دختر باردار شد و داستان به گوش عمر رسید عمر از وی
توضیح خواست او گفت: عمرو بن حوشب او را متعه (ازدواج موقت) کرده است داستان را از عمرو پرسید و او تأیید کرد عمر گفت: چه
کسی را گواه گرفتی؟ راوی گوید: نمیدانم گفت: مادرش یا خواهرش یا برادر و پدرش عمر برخاست و بر منبر رفت و گفت: چه میشود
مردانی را که ازدواج موقت میکنند و بر آن گواه عادل نمیگیرند و آن را آشکار نمیکنند مگر آنکه حد بر او جاری کنم[2]
خلیفه دوم نکاح موقت را تحریم کرد ولی با توجه به نقل قولی که از او شده است «قانونی و عرفی»نه تحریم«شرعی و دینی»است ،به
به عبارت دیگر وی به خاطر اینکه تصور میکرد متعه دارای مفسده است آن را ممنوع کرد. چنانکه خودش نیز این تحریم را به رسول الله نسبت نداد بلکه میگوید: من آن را تحریم میکنم و کیفر مخالفت با آن را به خودش نسبت میدهد و نمیگوید خدا کیفر میدهد.[3]
متعه در سنت پیامبر(ص) و ائمه(ع):
در روایتی ازامام صادق(ع)آمده که پیامبر(ص) نیز ازدواج موقت داشته[4]

در روایتی آمده است امام علی(ع)با زنی از قبیله بنی نهشل درکوفه [5]ازدواج موقت کرد

استدلال به قرآن
مهمترین زمینه بحث قرآنی ازدواج موقت، آیه24سوره نساء است(( فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِه ِ مِنْهُن َ ّ فَآتُوهُن َ ّ أُجُورَهُن َ ّ فَرِیضَۀ ً ...﴿ نساء24)
خداوند متعال در این آیه شریفه بر لزوم پرداخت مهری که برای ازدواج موقت مقرر کرده اید تاکید دارد این نحوه بیان نشان میدهد که اصل جواز
ازدواج موقت، مسئله ای مسلم بوده است و قرآن کریم صرفا بر لزوم پرداخت مهریه تاکید دارد.

متعه از دیدگاه مفسران اهل سنت:

زمخشری در تفسیر کشاف ازابن عباس نقل میکند که این آیه ازآیات محکم قرآن است.[6] میبدی درکشف الاسرار و عدة الابرار
حسن و مجاهد میگوید که آیه از آیات محکم است[7]
متعه از دیدگاه مفسران شیعه

تفسیر قمی[8] ؛ البرهان فی تفسیر القران[9]؛ تفسیر جوامع الجامع [10] ؛مجمع البیان فی تفسیر القران[11] و تفسیر المیزان [12]تصریح کرده اند که این آیه درباره ازدواج موقت نازل شده است[13]
عدّه ازدواج موقت
زن پس از تمام شدن مدّت متعه یا بخشیدن مدّت از جانب مرد در صورت دخول و عدم حاملگی وحیض نشدن در سن ّ حیض، باید۲۵روزعدّه
نگه دارد و در صورت حیض شدن در اینکه عدّه او دو حیض است یا یک حیض یا یک حیض و نصف آن و یا دو طُهر (پاکی از حیض)، اختلاف است[14]. قول نخست، مشهور است عدّه زن حامله، وضع حمل او است.
به قول مشهور، زن غیر حاملهای که شوهرش فوت کرده است باید چهار ماه و ده روز عدّه نگه دارد برخی قائل به نصف آن شده اند.عدّه وفات در
صورت حامله بودن زن بیشترین مدّت از زمان وضع حمل و زمان عدّه وفات است[15].
تعیین مهریه

در ازدواج موقت نیز مثل ازدواج دائم بایستی مهریه ای تعیین گردو مقدار آن بسته به توافق طرفین است، اما برخلاف ازدواج دائم که تعیین مهریه را میتوان به بعد از ازدواج موکول کرد یا صولاً توافقی بر آن نکرد، در ازدواج موقت عدم تعیین مهریه در زمان عقد موجب باطل شدن قرارداد میشود

مطالبه مهریه در عقد موقت

برخلاف نکاح دائم عدم تعیین مهر در عقد موقت موجب بطلان عقد می شود پرداخت مهریه در عقد موقت به زن الزامی است و این حق از وی ساقط نمی شود

حتی در صورتی که:

-زن فوت شود. (ورثه زن می توانند مهریه را مطالبه کنند)1

شوهرش هرگز با وی نزدیکی نکند.(نصف مهریه به زن تعلق می گیرد) -2

مرد باقی مدت عقد را ببخشد-3

مگر اینکه زن مهریه خود را ببخشد. برای مثال چنانچه زن مایل به جدایی از مرد، پیش از اتمام مدت صیغه باشد؛ می تواند با بخشیدن مهریه خود رضایت مرد را مبنی بر بذل باقی مدت صیغه جلب نماید. برای وصول مهریه در عقد موقتی که در دفاتر ازدواج ثبت نشده باشد، باید به دادگاه مراجعه کرده و با ادله قابل استناد ازدواج موقت خود را ثابت کرده و دادخواست مطالبه مهریه نماید

ازدواج موقت مرد همسردار
هرچند به لحاظ فقهی، ناراحتی زن دائم، سبب حرمت ازدواج موقت نیست اما در برخی روایات سفارش شده است که باید مراعات حال همسر دائم شود و این کار اسباب ناراحتی وی را فراهم نکند. از جمله در روایتی ازامام هادی(ع)، چنین آمده است:
((بهتر است در ارتباط با ازدواج موقت به اقامه سنت اکتفا شود و آن قدر به آن اِقبال نشود که انسان از همسر دائمش غافل شود؛ زیرا این
کار سبب میشود زنان به کفر و انکار کشیده شوند و به دستوردهندگان به متعه و اهل بیت ناسزا گفته و نفرین کنند))[16]
باز در روایتی دیگر، امام هادی(ع) در پاسخ به پرسشی درباره متعه چنین فرموده است:
متعه، مباح و حلال مطلق است برای کسی که خداوند او را با ازدواج دایم بی نیاز نگردانیده باشد، پس اگر با ازدواج دایم از متعه کردن
بی نیاز است، تنها هنگامی برایش رواست که همسرش نزد او نباشد[17].
فلسفه ازدواج موقت

متعه درقانون مدنی ایران
در مادة۱۱۷۵قانون مدنی٬ازدواج موقت در قوانین ایران به رسمیت شناخته شده است مطابق مواد۱۱۹۵تا۱۱۹۸قانون مدنی ترتیباتی داده شده
است که مهریۀ زن در ازدواج موقت به هر ترتیب به وی تسلیم شود به تصریح مادة۱۱۱۳قانون مدنی((در عقد انقطاع زن حق نفقه ندارد مگر اینکه شرط شده باشد یا آنکه عقد مبتنی برآن جاری شده باشد)) ماده۱۱۳۹طلاق م1 نکاح دائم است و در ازدواج موقت وجود ندارد ماده۱۱۵2در مورد عده طلاق و فسخ نکاح و بذل مدت و انقضاء آن درمورد نکاح منقطع است و ماده 1154در مورد عده وفات است[18]
نتیجه گیری
همان گونه که میدانید ازدواج پیوندى است میان زن و مرد که بر پایه آن رابطه زناشویى شکل مىگیرد ومجموعهاى از تکالیف و حقوق شرعى و
قانونى بر آنها حاکم میگردد اما این قرارداد بر دو قسم است
1-پیوند دایم که بر اساس آن، خانوادهاى تشکیل میشود و به عنوان یک بنیاد پایدار اجتماعى به شمار می آید
2-پیوند موقت، که از آن در فرهنگ اسلامى به ازدواج موقت تعبیر مىشود که بر پایه آن رابطه زناشویى موقتى با مدّت و مهریه مشخص، پدید می آید و تفاوت آن با ازدواج دایم، در این است که گذشته از محدود بودن مدت، ارث و نفقه براى زن در بر ندارد، مگر آنکه خود او شرط کرده باشد عدم آگاهى از تعریف صحیح نکاح موقت و ماهیت آن، موجب اشکالات بی پایه اى شده است گاهى توهم شده که متعه چیزى غیر از نکاح و شبیه زنا میباشد. در حالى که شک نداریم که نکاح موقت یا متعه قسمى از نکاح دائم استازدواج موقت به صِرف رضایت طرفین قابل تحقّق نیست، بلکه احتیاج به عقد و قرارداد شرعى و قانونى دارد، همانند ازدواج دایم، و صِرف رضایت طرفین مشروعیت آور نیست، زیرا همه معاملات حلال و حرام می تواند بر اساس رضایت طرفین انجام شود حتى ربا، رشوه و زنا و لواط و... ممکن است با رضایت طرفین باشد، اما نامشروع است زیرا تجاوز به حریم الهى و عارى ازهر گونه مبناى قانونى است، بنابراین ازدواج موقت ماهیت شرعى و قانونى داشته و تفاوت اساسى با زنا دارد، چون ازدواج موقت بر اساس مجوز و قرارداد شرعى مبتنى بوده که شکلدهى رابطه را به رضایت طرفین می افزاید. در حالى که تنها زنا به رضایت طرفین و گاهى بدون رضایت استوار است، و رابطه اى است نامشروع که ادیان الهى و حتى بسیارى
از کشورهاى متمدن آن را به رسمیت نشناخته، و فرزند متولد از این رابطه رانامشروع خطاب می کنند و نتیجه آن جز بیمارى، افسردگى، فساد،
تباهى و فرزندان و روابط خانوادگى و نظام انسانى و اخلاقى نمی باشد، بلکه حالتى است حیوانى که زن خود را در معرض فروش و ناهنجارىهاى جنسى قرار میدهد، با این اوصاف آیا امکان دارد ازدواج موقت را تشبیه به زنا نماییم؟!


[1] رجوع شود به : کاشف الغطا این است آئین ما ص 268

[2] صنعانی مصنف عبدالرزاق ج 7 ص500-5001

[3] صنعانی مصنف عبدارزاق ج 7 ص 500

[4] وسایل الشیعه ج21ص13

[5] وسایل الشیعه ج 21ص 13

[6] زمخشیری الکاشف عن حقائق غوامض التنزیل ج1ص498

[7] میبدی کشف الاسرار وعده الابرار ج2ص469

[8]قمی تفسیر قمی ج1ص 136

[9]بحرانی البرهان فی التفسیر القران ج2ص58

[10] طبرسی ج1ص 249

[11] طبرسی مجمع البیان فی التفسیر القران ج5ص103

[12] طباطبایی المیزان ج14ص273

13نیشابوری صحیح مسلم ج4ص130

[14]جواهر الکلام ج30ص200

[15] مهذب الاحکام ج26ص95

[16] کلینی اصول کافی ج5 ص453

[17] کلینی کافی ج5ص452

[18] رجوع به قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران شود

برچسب: نویسنده: یاسین مهدوی تاريخ: سه شنبه 29 فروردين 1402 ساعت: 19:55

صفحه بندی